سلام...
)به ياد خواهر مهربونم...)
مهربونم...
آروم باش ...
ميري....به سفري پر معنا..به دنيايي پر معنا...
خالي از آزار اين دنيا.. و چشمهايي كه نگاهت رو نفهميدن...
هميشه آسمون آبي رو دوست داشتي...
حالا فرشته ها دارن برات دست تكون ميدن...
خدا برات آغوش باز كرده...
پس آروم باش.. آروم بخواب...
آره راست ميگه آنيتا...
خوبها آسون ميان...بي رنگ ميمونن و بي صدا ميرن...
طعم نور رو بچش خوبم...
تو..هميشه تو قلب ما ميموني...
(( كاش از ما...باري باقي نمونه....بر هيچ چيز...بر هيچ دلي...))
داره ميره...امسال رو ميگم...
داره مياد..بهار...
سال بدي بود...(اميدوارم برا شما اينطوري نبوده باشه..)
هرچي بود داره ميره...و فقط يادش ميمونه...
حتما اين روزا دارين خونه تكوني مي كنين...
يكي از دوستان مي گفت امير يه چيزي بنويس كه همه يادشون باشه خونه دلشونم يه تكوني بدن...
پس دلا يادمون باشه...
برگ برگ دفتر غمگينمونو بشوريم.....نقطه سر خط...
راستي...تو خونه تكوني دلتون منو بيرون نندازيناااااااااااااااا...
يه چند روزيه مي خوام از لبخند بنويسم...
سخته از چيزي كه الان ظاهري شده حرف زد...لبخندايي كه از ته دل نيست...
لبخنداي لب پريده...
ميگن..اونايي فقط از ته دل گريه كردن ميتونن از ته دل هم بخندن...
آيا شما چطور؟..
اما..از اينا كه بگذريم..يادمون باشه..
آيا سالامون بهاري داره؟...آيا بهار دلمون لبخند نيست؟...
بيايم بهارمونو با بهار شروع كنيم...
به هم لبخند بزنيم..
آيا جواب هر لبخند، لبخند نيست؟
بعضي از خنده ها فراموش ميشن..
اما خنده اي كه يه دوست رو لبمون ميذاره هيچ وقت فراموش نمي شه...
ااااا..آيا كو دوست؟..آيا دوستا همه قلابي شدن؟..
آيا خنده ها از ته دل نيست؟..
آيا، دلم خوشه؟..
نه.....شايد نشه مثل خورشيد بود...گرم..نيرو بخش ..تابنده و درخشان...
اما ميشه پاك بود..روشن و مهربون...مثل بارون..مثل بهار..
همه ...خنده بهارو ميبينن...
.....
راستي..اگه دوست نباشه...كه هست...
هرچي آرزوي خوبه پس مال كي؟
{{{ خدايا..اگه بي پا و دستم...اما عوضش دلي بهم دادي... كه ميتونه به اندازه تموم پرنده هاي عالم پرواز كنه...}}}